تبليغاتX
عشق و خیانت

دیوانگی

عشق یعنی خلاصی از بند تن.یعنی آزادی و پرورش روح.خیلی وقتها می خوام بهت بگم که کی به جز من عاشقته و دوست داره کی به جز من حاضره جونش رو برای یک لحظه بودن کنارت فدا کنه کی به جز من حاضره برات قصه بگه شبا که خوابت نمیره کی حاضره موهاتو نوازش کنه بدونه اینکه چیزی جز عاشقی ازت بخواد.

کسی هست به جز من ؟؟

منم که با خنده هات جونی تازه می گیرم .منم که با وجودت آرامش می گیرم.منم که حاضرم جونم رو بدم تا یه لحظه کناره تو باشم.

موقعی که می خندی انگار زندگی بهم لبخند میزنه .زندگی که معنای اونو فقط یه انسان با عشق می تونه حس کنه .موقعی که موهاتو نوازش می کنم حس بوسیدن ابرهای آسمون در دلم تازه میشه که در نبود تو بر آنها بوسه می زنم که مثل گونه های تو لطیف هستند.بوسه.شاید یک خیال.شاید یک حس.شاید یک رویا.بوسه ای که مارو تا آسمون بالا برد تا جایی که قدم های هیچ کس دیگه ای دیده نمیشد.حس نوازش دستات که هیچ وقت از وجودم بیرون نمیره و همیشه در دستام چون ((نشانی)) از کناره تو بودنه و همیشه خواهان لمس دوباره دستاته.موقعی که قدم می زدیم حس می کردم به جای اینکه ما روی زمین قدم بزنیم زمین خودش در زیر پای ما می چرخید.آسمون هم تاب دیدن این همه خوشحالی رو نداشت برای همین شروع به باریدن کرد.هر دو خیس شدیم هم از باران خیس شدیم هم از عشق.زیر باران فریاد می کشیدیم.خیس شده بودیم .همیشه دلتنگی هاتو بهم می گی دلتنگی هایی که خستت می کنه.

حالا کی به جر من عاشق این دیوانگی هاست؟؟



+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 11:12 توسط خاکبرسران |

قاصدک

قاصدک چشماتو وا کن

       پر پروازو رها کن

       پا بذار تو روی شونم

       دل بده تن رو رها کن

       سر بزاز تو روی گونم

       قصه هاتو تو رها کن

قاصدک دلت گرفته؟

       می دونم خسته ز بادی

      خسته از عشق های بی خود

      خسته از این همه دادی

      خسته از مردم دنیا

      خسته از این همه بیداد

قاصدک بازم می خوای

       چتراتو بغل بگیری

       بری اوج آسمونا

      دنیارو کوچیک ببینی

قاصدک که دل نداره

       غم عاشقی نداره

قاصدک عاشق باده

       که نوازش کنه چتراش

      نکه پر پر کنه چترای زیباش

 



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 19:12 توسط خاکبرسران |

عکس های خاکبرسران(11) love picture ((عکس های عاشقانه))

 

برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 18:32 توسط خاکبرسران |

می نویسم

می نویسم از عشق .می نویسم از باتو بودن .دیگه از غم نمی نویسم.می نویسم از زندگیم که وجود تو بهش وجود داده و قابل بازگو گفتن شده وگرنه بدونه تو زندگیم هیچ معنایی نداشت .می نویسم تا موقعی که خون در بدنم جریان داره تا موقعی که زنده ام و نفس می کشیم تا موقعی که عشق توی وجودم جریان داره.می نویسم تا موقعی که عشق توی ذهنم نقش بسته و قلمم توان لیز خوردن روی کاغذ داره .می نویسم تا موقعی که جوهر عشق و قلمم منو یاری کنن.

از عشقی می نویسم که جلوی چشمام می بینم .از عشق های جاودان و عاشقان جاودان.از عاشقایی که شاید باید خودشون از عشقشون می نوشتن ولی نتونستن .از رازهای تلخی که تلخیش گریبان خیلی از عاشقان رو گرفته .از عشق ها و خیانت ها می نویسم که توی زمونه ی ما قسمت دومش بی داد می کنه .همیشه سعی می کنم اصلاً به خیانت فکر نکنم چون خیانت کردن کار عاشق نیست ولی با ننوشتن من خیانت از بین نمی ره .همیشه موقع نوشتن به همه چیز فکر می کنم .چشمام دنبال یه چیزی هست که از اون بنویسم و با توان کمی که دارم اونو توصیفش کنم .

ولی بعضی وقتها دیدن مشکلات انسانها قلمم رو از نوشتن عشق منصرف می کنه و می خوام از مشکلات بنویسم.از مشکلات دوتا عاشق که برای دیدن هم دلشون پر می کشه .از مشکلات دو عاشق که مانع این میشه که اونا برای هم باشن.از دیدن گریه های یه دختر یا پسر عاشق که هر کدوم بنا به دلیلی از عشقشون جدا شدن .از چیزهایی که عشقهای این زمان رو دچار مشکلات کرده .

ولی قلمم همیشه موقع نوشتن این مشکلات به دستم ایست میده و دفترم رو خط خط می کنه و می ره سر خط و می نویسه عشق .

پس منم طوری باهاش می نویسم که دوست داره .

پس سر خط می نویسم............

عشق

 

 



+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:59 توسط خاکبرسران |

24 ساعت

زیباترین موقعی که میتونم ازش بنویسم موقع با تو بودنه .موقع تکثیر عشق .موقعی که هیچ وقت دوست ندارم تموم بشه.موقعی که کنار تو هستم به آسمون زمین التماس می کنم که حرکت نکنن تا هیچ وقت لحظه های با تو بودن تموم نشه .هیچ وقت سختر از وقتی نیست که می خوای بری.

24 ساعت با توبودن یکی از زیباترین لحظات عمر من بود.24 ساعتی که عشق وجود من و تورو پر از شور عشق کرده بود و هنگامی که می خواستیم با هم دیگه خداحافظی کنیم با اشکهامون همدیگرو بدرقه کردیم.24ساعت با تو بودم با تویی که همراز تنهایی های من هستی با تویی که وجودت باعث وجود منه با تویی که 24 ساعت در برابر دیدگان من ایستادی خیلی زیباست.هیچ وقت دوست نداشتم این 24 ساعت تموم بشه .24 ساعت پر از فراز و نشیب پر از عشق .هر لحظه از این 24 ساعت برای من خاطره است خاطره هایی که هیچ وقت از ذهنم بیرون نخواهد رفت .24 ساعت خنده 24 عشق 24 با هم بودن.زمان با وجود تو برام معنا نداشت فقط دوست داشتم کنارم باشی .کنارو باشی و برام بخوانی .توی این 24 ساعت فکر ها زیادی از سرم گذشت .

فکر می کردم که نکنه این 24 ساعت برام یه خاطره مرده بشه فکر می کردم که نکنه دیگه 24 ساعتی وجود نداشته باشه که با تو باشم فکر می کردم که نکنه دیگه نتونیم برای هم از خاطرات این 24 ساعت بگیم .ولی من هیچ وقت به این افکارم اهمیت ندادم .چون دوست دارم تمام 24 ساعت های زندگیمو با تو باشم .

دستات توی دست من بود توی 24 ساعتی هر لحظه روبه اتمام می رفت .در 24 ساعتی که زمین به دور خودش می چرخید منم به دور می چرخیدم .این بود 24 ساعت کنار هم بودن .

تمام 24 های عمر رو بهت می دم تا هیچ وقت لحظات با تو بودن تموم نشه .



+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:12 توسط خاکبرسران |

درباره ی ما


به خاکبرسران خوش آمدید

عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.
عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتيجه است
عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد

دوستان عزیز وبلاگ برای تمام شما دوستان هست
شما دوستان خوب که میخواهید معنای عشق رو درک کنید یا
به ما بیاموزید
ما از اینکه با شما هستیم خوشحالیم
امیدوارم شما هم مارو کمک کنید
دوستان عزیز وبلاگ ما هر روز آپ میشه
منتظر همه شما هستیم

منوی اصلی

آرشیو

موضوعات وبلاگ

نویسندگان

پیوند های وبلاگ

ابزار

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ razetalkh محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم